معماری
خانه / تقویم شیعه / آمدن اهل بیت سلام الله علیهم به کربلا

آمدن اهل بیت سلام الله علیهم به کربلا

اهل بیت (علیهم ‏السلام) به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدینه رسیدند، چون به این مکان رسیدند، از امیر کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد، و او آنان را بسوى کربلا حرکت داد. وقتی به کربلا رسیدند، 
جابر بن عبدالله انصارى را دیدند که با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پیامبر براى زیارت امام حسین(علیه ‏السلام) آمده بودند، 
همزمان با آنان اهل بیت هم  کربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زارى کردند و بر صورت خود سیلى زده و ناله ‏هاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نیز به آنان پیوستند

وقتی حضرت سجّاد (علیه السلام) جابر و دیگر اهل بیت(علیهم السلام) را دید، 
با سر و پای برهنه به استقبال آنان شتافت و به جابر از عمق سوز دلش این‏گونه فرمود: 

«یَا جَابِرُ! هَیْهُنَا وَ اللهِ قُتِلَتْ رِجَالُنَا وَ ذُبِحَتْ اَطْفاُلَنَا وَ سُبِیَتْ نِسَاُئَنَا وَ حُرِّقَتْ خِیَامُنَا؛
 
ای جابر❗️ 
سوگند به خدا❗️
در همین جا مردان ما کشته، اطفال و نوجوانان ما سر بریده و زنان ما به اسارت برده شدند، و خیمه های ما به آتش کشیده  شد.»

حضرت زینب سلام الله وقتی وارد کربلا شد، خود را به جمع زنان در قتلگاه رساند و دیگر تحمل نیاورد. 
گریبان چاک زد و با صوتی جانسوز و حزین فریاد کرد: 
«وَا اَخَاهُ! وَا حُسَیْنَاهُ! وَا حَبیبَ وَلِیِّ اللهِ وَ ابنَ مَکَّهَ وَ مِنَی! وَ ابْنَ فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ! وَ ابْنَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَی! آهٍ ثُمَّ آهٍ؛ 

ای وای برادرم! ای وای حسین جان! ای محبوب دل رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)! 
ای فرزند مکّه و مِنَی، و ای فرزند زهرا(سلام الله علیها) و پسر علی مرتضی! 
آه (از دلم) آه.» 
سپس از هوش رفت.
سپس به هوش آمده اشاره فرمودند که :
"اگر نا محرمان نبودند بدن خود را نشان میدادم که ببینی با من چه کردند"  لا اله الا الله

آنگاه ام کلثوم به صورت خویش لطمه زد و با صدایی بلند گفت: 
«امروز محمّد مصطفی و علی مرتضی و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) از دنیا رفته اند و زنان نیز به صورت سیلی زده و گریه و شیون می کنند.»
به همین شکل اهل بیت هر کدام سمت قبری و بعض از زنان بر سر قبور شهدا نوحه سرایی میکردند و بر صورت های خود لطمه وارد میساختند  

سپس بعد از عزاداری ها امام سجاد علیه السلام فرمودند : 

امام سجاد علیه السلام دستور فرمودند که بار های سفر رابردادرند و قصد عزیمت به سمت مدینه کنند 

حضرت سکینه(سلام الله علیها) گریه کرد و بانوان را به وداع با قبر شریف پدر طلبید. 
بانوان در اطراف قبر حلقه زدند. 
حضرت سکینه(سلام الله علیها) قبر پدر را در بغل گرفت و گفت : 
«وَ بَکَتْ بُکَاءً شَدِیداً وَ حَنَّتْ وَ اَنَّتْ وَ اَنْشَاَتْ تَقُولُ؛ 

و شدید گریه کرد و شیون و ناله نمود و آنگاه چنین مرثیه خواند:

ألَا یَا کَرْبَلَا نُودِعُکَ جِسْماً
بِلَا کَفَنٍ وَ لَا غُسْلٍ دَفِیناً
اَلَا یَا کَرْبَلَا نُودِعُکَ رُوحاً
لِاَحْمَدَ وَ الْوَصِیَّ مَعَ الْاَمِیناً

هان ای کربلا❗️
با تو درباره پیکری وداع می کنم که بدون غسل و کفن در این مکان دفن شده است.
ای سرزمین کربلا❗️ 
ما همراه امین مان (حضرت سجّاد(علیه السلام)) از حسینی که روح احمد (پیامبر اکرم)  و روح وصیّ او (حضرت علی(علیه السلام)) بود، وداع می کنیم.»

سپس قصد مدینه کرده 
سید طاووس مینویسد :
ابو حباب کلبى میگوید: گچکارها گفتند: ما پس از قتل امام حسین علیه السلام‏
شبانه بر سر قبر امام حسین (که در آن موقع بیابان بود) میرفتیم، میشنیدیم که جنیان براى آن حضرت نوحه‏ سرائى میکردند و میگفتند:

"مسح الرسول جبینه فله بریق فی الخدود ابواه من علیا قریش و جده خیر الجدود "
یعنى 
پیغمبر خدا دست مهربانى به پیشانى حسین میکشید و گونه‏هاى صورت حسین درخشنده بود. 
پدر و مادر حسین از بزرگواران قبیله قریش بودند و جد بزرگوارش بهترین جد بود.

📚منابع : 
ترجمه جلد ۴۵ بحار الأنوار/ ص: ۱۹۵ به نقل از سید طاووس
اعیان الشیعه  ج ۴ ص ۴۷ 
الدمعه الساکبه ج ۵ ص ۱۶۲

درباره ی محمد عباسی

محمد عباسی
یا علی مدد / از تو می رسد / تا ابد همی / یا علی مدد

همچنین ببینید

محسنیه – روزی تلخ تر از واقعه ی کربلا

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند : … لَا کَیَوْمِ مِحْنَتِنَا بِکَرْبَلَا، وَ إِنْ کَانَ …

Leave a Reply

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz
قالب وردپرس