معماری
خانه / امام شناسی / امامت در قرآن / بخش دوم-امامت در آیه مباهله(محور سوم-احادیث تشیع)

بخش دوم-امامت در آیه مباهله(محور سوم-احادیث تشیع)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بخش دوم
امامت در آیه مباهله

محور سوم
پیامبر(صل الله علیه و آله) چه کسانی را برای مباهله آورد؟

 

احادیث حضور خاندان پیامبر(ص) در مباهله

 1 – احادیث تشیع

درمیان احادیث شیعه نیز احادیث فراوانی در باره ی این واقعه میتوان یافت،مناسب است نمونه هایی از آن را یادآور  شویم:

⬅️ حدیث اول
از امام صادق(ع) روایت شده است که وقتی نصارای نجرانی بر پیامبر(ص) وارد شدند هنگام نمازشان فرا رسید.همانجا به زدن ناقوس پرداختند و نماز را (طبق مراسم خویش) به جا آوردند.اصحاب گفتند:یا رسول الله! اینان در مسجد شما اینگونه عمل میکنند!فرمودند:آنان را واگذارید.
هنگامی که از نماز فارغ شدند نزد پیامبر(ص) آمدند و گفتند:ما را به چه دعوت می کنی؟ فرمود: به یگانه پرستی و اینکه من فرستاده ی خدایم و اینکه عیسی بنده و آفریده ی خداست،می خورد و می آشامد و قضای حاجت میکند.گفتند:(اگر او بنده خداست)پس پدرش کیست؟وحی بر پیامبر(ص) نازل گردید که چه می گویید در باره آدم؟ او بنده و آفریده ی خداست و میخورد و می آشامد … و نکاح میکند،گفتند:آری.فرمود:
اگر کسی بنده و آفریده ی خداست باید پدر داشته باشد پس پدر آدم کیست؟آنان از پاسخ ناتوان ماندند.خداوند این دو آیه ی کریمه را نازل ساخت که(إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ*فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ…) یعنی براستی مثل عیسی نزد خدا مانند مثل آدم است که او را از خاک آفرید ، سپس او را با امر"کن" موجود ساخت.(و به دنبال این آیه،آیه ی مباهله را نازل فرمود.)
پیامبر(ص) فرمود:با من مباهله کنید،چنانچه من راست گفته باشم عذاب بر شما نازل گردد و اگر دروغ گفته باشم عذاب بر من نازل خواهد شد.
گفتند:به انصاف نظر دادی و قرار مباهله گذاشتند.وقتی به منازل خویش بازگشتند بزرگان آنان گفتند:اگر محمد(ص) با قومش برای مباهله بیاید او پیامبر نیست و با او مباهله خواهیم کرد و اگر با خانواده و نزدیکانش بیاید مباهله نخواهیم کرد.
صبحگاهان که آمدند دیدند امیرالمونین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام همراه پیامبر(ص) هستند.دامادش علی ابن ابی طالب(,) و آن زن دخترش فاطمه(س) و آن دو کودک حسن و حسین علیهما السلام هستند.
آنان از مباهله منصرف شدند و به حضرت گفتند:ما موجبات رضایت تو را فراهم خواهیم میکنیم.ما را از مباهله معاف بدار! حضرت با آنان مصالحه کرد و قرار شد جزیه بپردازند.

⬅️ حدیث دوم
سید بحرانی در تفسیر "البرهان" از ابن بابویه از امام رضا(ع) روایت می کند:درسخنی که حضرت با مامون و علما(درباره ی فرق عترت و امت و فضیلت عترت بر امت)داشت فرمود:آنجا که خداوند درباره ی افرادی که از طهارت ویژه ی خدایی برخوردارند بیان میکند و پیامبرش را فرمان میدهد که آنان را برای مباهله بیاورد می فرماید:(…فقل:تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم …) علما به حضرت گفتند:مقصود از "انفسنا" خوده پیامبر(ص) است! امام رضا(ع) فرمودن:اشتباه کردید.مقصود از "انفسنا" علی ابن ابی طالب است.به دلیل اینکه پیامبر(ص) به بنی ولیعه فرمود:(اولا بعثن الیهم رجلا کنفسی) یعنی:باید بنی ولیعه دست از کار خویش بردارد،در غیر اینصورت مردی را که مانند خودم باشد به سوی آنان خواهم فرستاد.
و مقصود"ابناءنا" حسن و حسین و مقصود از "نساءنا" فاطمه است و این ویژگی است که هیچ کس نمی تواند به آن دست یابد و فضیلتی است که در آن توان بشری نیست که به آن برسد و شرافتی است که کسی نمی تواند به آن نایل گردد یعنی نفس علی(ع) را مانند نفس خود قرار داد.

⬅️ حدیث سوم
در این حدیث هارون الرشید به موسی ابن جعفر(ع) میگوید:شما چگونه خویشتن را ذریه پیامبر(ٌ) میدانیئ در حالی که نسل انسان از طریق پسر گسترش می یابد و شما فرزندان دختر پیامبر هستید.
حضرت از پاسخ این سوال عذرخواست.هارون گفت:باید دلیل خویش را در این مساله بیان کنی.شما فرزندان علی(ع)ادعای آگاهی کامل نسبت به قرآن دارید و اینکه هیچ حرفی از آن قلمرو علم شما بیرون نیست و در این زمینه به قول خدای تعالی:…ما فرطنا فی الکتاب من شی…) استدلال میکنید و بدین ترتیب از رای علما و قیاس آنان خویشتن را بی نیاز میدانید!
حضرت در پاسخ هارون به قرائت این آیه کریمه که حضرت عیسی(ع) را از ذریه حضرت ابراهیم(ع) دانسته است پرداختند:(و من ذریته داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و کذالک نجزی المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس…) و از هارون سوال کردند:پدر عیسی چه کسی بوده؟گفت عیسی بدون پدر به دنیا آمده است.فرمود:خداوند او را از طریق مریم به ذریه پیامبران ملحق ساخته و ما هرا نیز از طرف مادرمان فاطمه(ع) به پیامبر(ص) ملحق نموده است.
آنگاه حضرت دلیل دیگری برای هارون بیان کرد و آیه مباهله را برای وی خواند و فرمود:هیچ کس ادعا نکرده که هنگام مباهله،پیامبر(ص)کسی جز علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را زیر کساء داخل کرده باشد.بنابر تاویل "ابناءنا" در آیه  حسن و حسین و "نساءنا" فاطمه و "انفسنا"علی(ع)است.

⬅️ حدیث چهارم
در این حدیث که شیخ مفید در "الاختصاص" آن را آورده است،موسی بن جعفر(ع) فرمود:تمامی امت بر این مطلب اتفاق کرده اند که آن هنگام که پیامبر(ص) نجرانیان را برای مباهله فرا خواندند.در کساء هیچ کس جز پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام قرار نداشت.بنابراین در قول خدای متعال((…فقل:تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم …) تاویل "ابناءنا" حسن و حسین و "نساءنا" فاطمه و "انفسنا" علی(ع) میباشد.

سخنی با شیخ محمد عبده و رشیدرضا
صاحب تفسیر "المنار" نخست می گوید:"روایت شده است که پیامبر(ص) برای مباهله،علی و فاطمه و دو فرزند آنان را برگزید و آنها را بیرون برد و فرمود:اگر من دعا کردم شما آمین بگویید." در ادامه روایت مسلم و ترمزی را به اختصار نقل میکند آنگاه میگوید:
"استاد امام(شیخ محمد عبده) گفته است: روایات در این جهت که پیامبر(ص) برای مباهله علی و فاطمه و فرزندانشان را برگزید متفق اند و کلمه ی "نساءنا" را در آیه بر فاطمه و کلمه ی "انفسنا" را بر علی حمل میکنند.ولی این روایات از شیعه سرچشمه گرفته (و آنان این احادیث را به دروغ ساخته اند) و مقصد آنان هم معلوم است.آنان تا می توانند در نشر و ترویج این روایات تلاش می کنند و این روش آنان در بسیاری از اهل سنت هم شایع گردیده است!لکن کسانی که این روایات را جعل کرده اند نتوانسته اند آنان را به خوبی تطبیق کنند چرا که کلمه ی :نسائنا" در هیچ لغت عربی درباره ی دختر انسان به کار نمیرود،مخصوصا در حالی که خوده شخص همسرانی دارد و این بر خلاف لغت عرب است و بعیدتر این است که مراد از "انفسنا" علی باشد.!"
این سخن از عبده که از نصلحان و عالمان بزرگ شمرده شده بسیار شگفت انگیز است.وی با اینکه به کثرت و اتفاق در روایات توجه کرده،درعین حال آنها را بر وضع و جعل حمل نموده است.آیا یک مسلمان-چه رسد به عالمی بزرگ-می تواند به خود جرات دهد و حقیقتی را که در سنت اصیل و معتبر رسول الله(ص) ریشه ای محکم دارد به این سادگی مورد انکار قرار دهد؟اگر احادیثی که در صحاح و مسانید معتبر به سند صحیح روایت شده،آن هم در کتابی مانند صحیح مسلم-کهنزد اهل سنت پس از قرآن یکی از دو کتاب اتقن از همه ی کتابها شمرده است-چنین آسیب پذیر باشد.پس برای اثبات و رد یک مطلب در مذاهب اسلامی به چه مرجعی باید اعتماد کرد؟ آیا حدیثی که در زبان ائمه مذهب خودشان حکم به تواتر آن شده است،اگر معتبر نباشد پس چه حدیثی معتبر خواهد بود؟
آیا قبول و رد حدیث باید بر اساس معیارها و ضوابط باشد یا هرکس بر اساس ذوق و سلیقه ی شخصی خویش می تواند هر حدیثی را رد یا قبول کند؟
آیا این بازی با سنت رسول الله(ص) نیست؟
عبده با دقت به معنی آیه توجه نکرده و پنداشته است کلمه ی" نساءنا" در مورد فاطمه استعمال شده است. درحالی که "نسائنا" در معنای خودش به کار رفته است،اما همسران رسول اکرم(ص) که در آن موقع نه تن بودند،هیچیک صلاحیت این مقام رفیع را نداشتند و تنها زنی که در خاندان پیامبر(ص) است از اهل بیت او شمرده میشد و از صلاحیت مذکور برخوردار بود حضرت فاطمه(س) است که همراه آن حضرت برای مباهله برده شد.
درباره ی "انفسنا" در اوایل نوشتار بحث شد،و در محور بعدی نیز به تفصیل مورد بحث قرار خواهد گرفت.

یک حدیث ساختگی و مورد اعراض اهل سنت
مساله دیگری که باتوجه به روایات مذکور روشن شد این بود که جز پنج تن آل عبا فرد دیگری در صحنه ی مباهله آورده نشد.
با این وصف رواتی که از ابن عساکر در برخی کتابها نقل شده که پیامبر(ص) ابوبکر و فرزندان وی و عمر و فرزندان وی و عثمان و فرزندان وی و علی و فرزندان وی-علیهم السلام- را آورد،از هیج گونه اعتباری برخوردار نیست.زیرا:
اولا: طبق آنچه محققین مانند آلوسی در روح المعانی یادآور شده اند،این حدیث بر خلاف چیزی است که جمهور علما روایت کرده اند،و از این رو مورد اعتماد نیست.
ثانیا: در سند آن،چندنفر که به دروغ گویی متهم هستند وجود دارند،مانند:سعید بن عنبسه رازی که ذهبی در کتاب میزان الاعتدال می گوید:یحیی بن معین گفته است:"وی بسیار دروغگو است" و ابوحاتم گفته""وی راست نمی گوید."و نیز در سند آن هیثم بن عدی است که ذهبی در سیر اعلام النبلاء می گوید:این معین و ابن داود گفته اند:وی بسیار دروغگوست" و نسائی ئو دیگران وی را متروک الحدیث دانسته اند.
جای تاسف اینکه در حدیث مذکور آن مضمون دروغ از قول امام صادق و امام باقر-علیهم السلام- روایت شده است!

درباره ی سید محمد

سید محمد

همچنین ببینید

بخش اول-گفتار سوم: معرفی مقام امامت از زبان مقام امامت

بسم الله الرحمن الرحیم گفتار سوم معرفی مقام امامت از زبان مقام امامت پس از …

Leave a Reply

Be the First to Comment!

Notify of
avatar
wpDiscuz
قالب وردپرس