معماری
خانه / امام شناسی / امامت در قرآن / بخش اول-گفتار سوم: معرفی مقام امامت از زبان مقام امامت

بخش اول-گفتار سوم: معرفی مقام امامت از زبان مقام امامت

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتار سوم

معرفی مقام امامت از زبان مقام امامت

پس از بیان آیه کریمه،شایسته است حدیثی را که از امام هشتم علی ابن موسی الرضا(ع) درتبیین حقیقت امامت روایت شده است یادآور شویم:
عبد العزیز بن مسلم گوید : در زمان علىّ بن موسى الرّضا علیهما السّلام در مرو بودیم، از آغاز ورود- روز جمعه- در مسجد جامع آن شهر گرد آمده بودیم و مردم درباره امامت و اختلافات زیاد مردم در آن مورد، بحث و گفتگو می کردند، من نزد آقا و سرورم حضرت رضا- علیه السّلام- رفتم و گفتگوهاى‏ مردم را به عرض ایشان رساندم ، حضرت تبسّمى کرده فرمودند: اى عبد العزیز! مردم اطّلاعى ندارند، از دین خود به نیرنگ گمراه شده‏ اند، خداوند تبارک و تعالى پیامبر خود را قبض روح نکرد مگر بعد از اینکه دین را براى او کامل گردانید و قرآن را که بیان همه چیز در آن است، بر او نازل فرمود، حلال و حرام، حدود و احکام و جمیع نیازمندی ‏ها را به طور تمام و کمال در آن بیان فرمود و گفت: «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ»

(در کتاب به هیچ وجه کوتاهى نکرده ‏ایم- انعام: ۳۸)
 مترجم گوید: «لازم به تذکّر است که «من» در «من شی‏ء» زائده است و تقدیر آیه این می ‏باشد: «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ‏ شیئا» و «شیئا» در این گونه جمله ‏ها جایگزین مفعول مُطلَق تأکیدى است، یعنى: «ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ‏ تفریطا». مانند: «لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً». به عبارت دیگر «شیئا» در این گونه عبارات مفعول مطلق تأکیدى است نه مفعول به. پس معنى آیه همان است که در متن ذکر شد، نه اینکه «آنچه لازم بوده در کتاب آورده ‏ایم و چیزى فروگذار نکرده ‏ایم … (رک: ما من به الرّحمن، ۲۴۱/ ۱) البتّه ممکن است مراد از عدم کوتاهى در کتاب، همین باشد که همه چیز را در کتاب آورده ‏ایم و چیزى باقى نگذارده ‏ایم.
نکته دیگر اینکه مراد از «کتاب» در آیه ممکن است «لوح محفوظ» باشد نه قرآن، و این احتمال با توجّه به قبل و بعد این جمله در آیه بیشتر تأیید می ‏شود، آیه چنین است «وَ ما مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ‏ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ‏»

(تمام جنبنده ‏هاى زمین و پرندگان آسمان، امّت هایى مثل شما هستند، در کتاب کوتاهى نکرده ‏ایم، سپس به سوى پروردگار خود محشور می ‏شوند).

و در حَجّه الوداع که در آخر عمر حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله واقع شد این آیه را نازل فرمود: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً»

(امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین، براى شما پسندیدم- مائده: ۳)

و مسأله امامت، تمام‏ کننده و کامل‏ کننده دین است، و حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله قبل از وفات خود، دین را براى مردم توضیح داده، تبیین فرمود، و راه آن را براى آنان آشکار کرد، آنان را در مسیر حقّ قرار داد و علىّ علیه السّلام را به عنوان امام و راهنما برایشان تعیین فرمود، و تمام آنچه را که مردم به آن نیازمندند، بیان فرمود، هر کس گمان کند خداوند دین خود را کامل نکرده، در حقیقت کتاب خدا را ردّ کرده است، و هر کس کتاب خدا را ردّ کند کافر است، آیا مردم به قدر و ارزش امامت و موقعیّت آن در بین امّت آگاهند تا انتخابات آنان در آن مورد قابل قبول باشد؟! امامت، جلیل القدرتر، عظیم الشّأن ‏تر، والاتر، منیع ‏تر و عمیق ‏تر از آن‏ است که مردم با عقول خود آن را درک کنند، یا با آراء و عقائد خویش آن را بفهمند یا بتوانند با انتخاب خود امامى برگزینند، امامت چیزى است که خداوند بعد از نبوّت و خلّت (مقام خلیل اللّهى) در مقام سوم، ابراهیم خلیل علیه السّلام را بدان اختصاص داده به آن فضیلت مشرّف فرمود، و نام او را بلند آوازه کرد، خداوند می ‏فرماید: «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً»

(اى ابراهیم! تو را براى مردم، امام برگزیدم- بقره: ۱۲۴)

و ابراهیم علیه السّلام از خوشحالى گفت: «وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی» (آیا از فرزندان و نسل من هم امام برگزیده ‏اى؟ بقره: ۱۲۴) خداوند فرمود: «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ‏»

(عهد من به ظالمین نمی ‏رسد- بقره: ۱۲۴)

و این آیه امامت هر ظالمى را تا روز قیامت ابطال می ‏کند. و بدین ترتیب امامت در خواصّ و پاکان قرار گرفت.
سپس خداوند با قرار دادن امامت در خواصّ و پاکان از نسل او، وى را گرامى داشت و فرمود: «وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ نافِلَهً وَ کُلًّا جَعَلْنا صالِحِینَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدِینَ‏»

( اسحق و نیز یعقوب را- اضافه بر خواسته‏ اش- به او بخشیدیم، و همگى آنان را از صالحین قرار دادیم، آنان را امامانى قرار دادیم که به دستور ما هدایت می ‏کردند و انجام کارهاى نیک‏ و اقامه نماز و پرداخت زکات را به آنان وحى کرده دستور دادیم، و ما را عبادت می ‏کردند- انبیاء: ۷۳/ ۷۴).

و امامت به همین ترتیب در نسل او باقى بود و یکى بعد از دیگرى نسل به نسل آن را به ارث می ‏بردند تا اینکه پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله وارث آن گردید.
خداوند می ‏فرماید: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ‏»

(سزاوارترین و شایسته ‏ترین مردم در انتساب به ابراهیم کسانى هستند که او را پیروى نمودند و این پیامبر و نیز کسانى که ایمان آوردند. و خداوند ولیّ مؤمنین است- آل عمران: ۶۷)

و این امامت خاصّ حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله بود که به امر خدا- به همان گونه که خداوند واجب فرموده بود- به عهده علىّ علیه السّلام قرار داد و سپس در آن دسته از نسل حضرت علىّ علیهم السّلام که برگزیده بودند، و خداوند علم و ایمان به ایشان داده، قرار گرفت. خداوند می ‏فرماید: «وَ قالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِیمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتابِ اللَّهِ إِلى‏ یَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا یَوْمُ الْبَعْثِ‏»

(کسانى که علم و ایمان به ایشان داده شده بود، [خطاب به مجرمینى که بعد از قیام قیامت می ‏گفتند: بیش از اندک زمانى، در قبر نمانده ‏اید] گفتند: شما در کتاب و علم خدا، تا روز قیامت در قبر مانده ‏اید و امروز همان روز قیامت است- روم: ۵۶)

پس این امامت در اولاد على علیه السّلام تا روز قیامت خواهد بود، زیرا پیامبرى بعد از محمّد صلى اللَّه علیه و آله نخواهد آمد. حال، چگونه این جاهلان می ‏خواهند انتخاب کنند؟
 امامت مقام انبیاء، و إرث اوصیاء است، امامت نمایندگى خداوند- عزّ و جلّ- و جانشینى پیامبر، و مقام امیر المؤمنین و میراث حسن و حسین علیهما السّلام است.
امامت زَمامِ دین و باعث نظم مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنین است.
امامت پایه بالنده اسلام و شاخه و نتیجه والاى آن است، توسّط امام است که نماز و زکات و روزه و حجّ و جهاد به کمال خود می ‏رسد، و فى‏ء «فى‏ء غنائمى را گویند که بدون جنگ و خونریزى بدست مسلمین می ‏افتد» و صدقات وفور می ‏یابد، و حدود و احکام جارى می ‏گردد، و مرزها حفظ و حراست می ‏شود، امام حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام می کند، و حدود او را جارى می ‏نماید و از دین خدا دفاع نموده، با حکمت و موعظه نیکو و دلیل قاطع، مردم را به راه پروردگارش فرا می ‏خواند، امام همچون خورشید درخشان‏ جهان است، خورشیدى که دور از دسترس دست ها و چشم ها در افق قرار دارد،  امام، ماهِ نورانى، چراغِ درخشان، نورِ ساطع و ستاره راهنما در دلِ تاریکی ‏ها و صحراهاى خشک و بی ‏آب و علف و موجهاى وحشتناک دریاها است. امام همچون آب گوارا بر تشنگان است، راهنماى هدایت و منجى از هلاکت است.

⬅️ امام همچون آتشى است در بلندی ‏هاى بیابان ها، کسى که از سرما به آن آتش پناه برد، او را گرم می ‏کند، و در مَهلکه ‏ها راهنمائى می ‏کند، هر کس از او دست بکشد هلاک خواهد شد.
⬅️ امام ابر پر باران و باران پر برکت است، خورشید درخشان و زمین گسترده است، او چشمه جوشان و باغ و بِرکه است.
⬅️ امام امینى است همراه، پدرى است مهربان، او برادر تنى است، در مصائب پناه بندگان است.
⬅️ امام امین خدا در زمین و حجّت او بر بندگان است، او خلیفه خدا در کشور اوست، امام دعوت‏ کننده مردم بسوى خدا و مدافع حرمت هاى الهى است.
⬅️ امام از گناهان پاک است و از عیوب مبرّى، علم به او اختصاص دارد، حلیم و بردبار است، مایه نظمِ دین و عِزَّتِ مسلمین است، باعث خشم منافقین و هلاکت کافرین است.
⬅️ امام در دورانِ خود نظیر ندارد، کسى به او نزدیک نیست، هیچ دانشمندى با او همطراز نیست، بدل ندارد، مثل و مانند ندارد، بدون اینکه به دنبال فضیلت باشد و یا خود فضیلت بدست آورده باشد، فضیلت به او اختصاص یافته است و خداوند بخشاینده با فضیلت، فضل را به او اختصاص داده است.
✅ پس کیست که بتواند امام را بشناسد یا او را انتخاب کند؟! نه، هرگز، هرگز، در وصف شأنى از شؤون او و فضیلتى از فضائل او عقول به گمراهى افتاده و حیران و سرگردان مانده است، و دیدگان درمانده و ناتوان گشته و بزرگان احساس کوچکى می ‏نمایند، و حکماء حیرانند، عقل عقلاء کوتاه است، خطباء از خطابه باز مانده ‏اند و عقلاء و دانایان از درکش عاجز شده‏ اند، و شعراء از شعر گفتن ناتوان گشته ‏اند و ادباء عاجز گردیده ‏اند و بلغاء خسته و ناتوان شده ‏اند و همگى به عجز و ناتوانى (خود) معترفند، چگونه می ‏توان او را وصف کرده و کُنه او را بیان نمود، یا چیزى از کار او را فهمید یا کسى را یافت که جاى او را بگیرد؟
 نه، چگونه ممکن است؟ و حال آنکه نسبت او و وصف‏ کنندگانش همچون ستاره ‏ها و دست مردم است؟

✅ پس انتخاب مردم کجا و این مقام کجا؟ عقول کجا و درک این منزلت کجا؟ اصلا کجا می ‏توان چنین شخصى یافت؟ گمان برده ‏اند که می ‏توان او را در غیر آل پیامبر صلى اللَّه علیه و آله یافت، به خدا قسم نفسشان به آنان دروغ گفته و اباطیل آنان را به آرزو انداخته است و در نتیجه به پرتگاهى بلند و مشکل و لغزنده پا گزارده ‏اند که پاهایشان از آن خواهد لرزید به پائین خواهند افتاد، با عقولى سرگردان، ناقص و بایر و عقائدى گمراه ‏کننده در صدد نصب امام بر آمده ‏اند که جز دورى از مقصد نتیجه ‏اى نخواهند گرفت، خدا آنان را بکشد! به کجا برده شده ‏اند!؟ در صدد کارى بس مشکل برآمده و خلاف حقّ سخن گفته‏ اند و به گمراهى عمیقى دچار گشته و در سرگردانى افتاده ‏اند، زیرا با آگاهى امام را ترک کرده ‏اند، و شیطان اعمالشان را در نظرشان زینت بخشید و آنان را از راه‏ِ حقّ بازداشت، حال آنکه بینا و بصیر بودند {اشاره است به بخشى از آیه ۳۸ سوره عنکبوت}.

آنان انتخاب خدا و رسولش را کنار گذارده، انتخاب خود را در نظر گرفتند، در حالى که قرآن با صدائى بلند به آنان خطاب می ‏کند: «وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِکُونَ‏»

(و پروردگار تو آنچه را بخواهد می ‏آفریند و بر می ‏گزیند، آنان حقّ انتخاب ندارند و خداوند از شرک آنها، منزّه و برتر است- قصص: ۶۸)

و نیز می ‏فرماید: «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ‏»

(آنگاه که خدا و رسولش به کارى دستور دادند، هیچ مرد و زن مؤمنى از پیش خود حقّ انتخاب نخواهد داشت- احزاب: ۳۶)

و نیز می ‏فرماید: «ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ* أَمْ لَکُمْ کِتابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ* إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَما تَخَیَّرُونَ* أَمْ لَکُمْ أَیْمانٌ عَلَیْنا بالِغَهٌ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَهِ إِنَّ لَکُمْ لَما تَحْکُمُونَ* سَلْهُمْ أَیُّهُمْ بِذلِکَ زَعِیمٌ* أَمْ لَهُمْ شُرَکاءُ فَلْیَأْتُوا بِشُرَکائِهِمْ إِنْ کانُوا صادِقِینَ‏»

(شما را چه می ‏شود؟ چگونه حکم می ‏کنید؟ آیا کتابى آسمانى دارید که در آن چنین می ‏خوانید که آنچه خود بخواهید دارا خواهید بود؟ یا عهد و پیمانى- پایدار تا قیامت- مبنى بر اینکه هر آنچه حکم می ‏کنید، خواهید داشت، از ما گرفته ‏اید؟ از آنان بپرس کدام یک از آنان چنین چیزى را ضمانت می ‏کنند آیا شریکانى دارند؟ اگر راست می ‏گویند شرکاى خود را بیاورند- قلم: ۴۱- ۳۶)  

و نیز خداوند می ‏فرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها»

(آیا در قرآن تدبّر نمی ‏کنند یا بر دل ها قفل زده شده است؟- محمّد: ۲۴)

یا خداوند بر دل آنان مهر زده و دیگر نمی ‏فهمند، یا «می ‏گویند شنیدیم و حال آنکه نمی ‏شنوند، بدترین جنبندگان از نظر خداوند، کر و لال‏هایى هستند که نمی ‏اندیشند، و اگر خدا خیرى در آنان سراغ داشت آنان را شنوا می ‏کرد و اگر آنان را شنوا می ‏کرد، پشت کرده اعراض می ‏نمودند «ترجمه آیه ۲۳- ۲۱ از سوره انفال که در متن آمده و جهت یک نواختى ترجمه از درج متن آیه در خلال ترجمه خوددارى گردید.» و «گویند: می ‏شنویم و نافرمانى می ‏کنیم‏ « ترجمه بخشى از آیه ۹۳ سوره بقره.»» بلکه آن «فضل خداوند است که به هر که بخواهد عطا می ‏فرماید و خداوند داراى فضلى بزرگ است‏ «ترجمه بخشى از آیه ۲۱ سوره حدید. ».
پس چگونه می خواهند امام را برگزینند و حال آنکه امام عالمى است که جهل در او راه ندارد، و فرمانروایى است که سختى نمی ‏دهد، معدن قداست و پاکیزگى و عبادت و علم و بندگى است، دعاى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فقطّ در حقّ او بوده است. (مثل: اللّهم وال من والاه‏(و یا)اللّهمّ اذهب عنهم الرّجس‏- و غیره) و یا پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فقطّ او را به امامت فرا خوانده است، وى از نسل حضرت‏ صدّیقه طاهره است  و هیچ عیبى در نسب او نیست، هیچ شریفى همطراز او نیست، نسب او از قریش است، و در بین قریش، از بنى هاشم است، که از بقیّه قریش شرافت بیشترى دارند، و در آن میان، از عترت، یعنى از آل و نزدیکان حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله است، امام از نظر خداوند مرضى و پسندیده است.
شریفترین اشراف است، او از نسل عبد مناف است، علم او دائما رو به افزونى است، حلم و بردبارى او کامل و تمام عیار است، بر امر امامت توانا و قدرتمند است، به نحوه اداره امور امّت عالم و آگاه است، اطاعتش واجب است، به فرمان خداوند به امر امامت قیام نموده، (یا مجرى اوامر و فرامین الهى است)، خیر خواه بندگان خدا و حافظ دین اوست، خداوند انبیاء و أئمّه- صلوات اللَّه علیهم- را توفیق می ‏دهد و از علم و حکمت مخزون خود علومى به آنان می ‏دهد که به دیگران نداده و لذا علم آنان از تمامى علوم اهل زمان برتر و بالاتر است، خداوند می ‏فرماید:«أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدى‏ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ‏»

(آیا آنکه خود، هدایت ‏کننده مردم به سوى حقّ است شایسته‏ تر است که از او تبعیّت کنند یا آنکه تا راهنمایی ‏اش نکنند هدایت نمی ‏یابد، چه می ‏شود شما را؟ چگونه حکم می ‏کنید؟- یونس:۳۵)

و نیز می ‏فرماید: «وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً»

(هر آن کس‏ را که حکمت دهند، خیر کثیرى بدست آورده است- بقره: ۲۶۹)  

و در مورد طالوت فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ‏»

(خداوند او را بر شما برگزید و به علاوه، به او افزونى در علم و قدرت جسمانى اعطاء فرمود، و خداوند پادشاهى خود را به هر کس بخواهد عطا می ‏کند، و خداوند غنى، توانمند و داناست- بقره:۲۴۷)

و نیز به پیامبرش می ‏فرماید: «وَ کانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً»

(فضل خدا بر تو عظیم است- نساء: ۱۱۳)

و نیز در مورد ائمّه از اهل بیت خاندان و نسلش می ‏فرماید: «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً* فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِیراً»

(آیا به مردم- بخاطر فضلى که خداوند به آنان داده است- حسد می ‏ورزند؟ ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان پادشاهى بزرگى عطا نمودیم، پس بعضى از آنان ایمان آوردند و گروهى از آن اعراض کردند و آتش جهنّم (براى آنان) کافى است- نساء: ۵۵- ۵۴).

و هر گاه خداوند، بنده ‏اى را براى اداره امور بندگانش برگزیند، به او شرح صدر و آمادگى کامل این کار را عنایت می ‏فرماید، و در قلبش چشمه ‏هاى جوشان حکمت قرار می ‏دهد، و علم را کاملا به او الهام می ‏فرماید، و بعد از آن‏از هیچ پاسخى در نمی ‏ماند و از رفتار و گفتار صحیح دور و منحرف نمی ‏شود.
 او معصوم است و مؤیّد، خداوند او را توفیق می ‏دهد و در راستى و درستى پا برجا و محکم نگه می ‏دارد. از خطاى لغزش و سقوط در امان است، خداوند فقط او را این گونه قرار داده است تا حجّت خدا باشد بر بندگانش و گواه او باشد بر خلقش، و این فضل خداست که به هر کس بخواهد می ‏دهد، و خداوند داراى فضلى بزرگ است، حال آیا بر چنین چیزى توانایى و دسترسى دارند تا بتوانند او را برگزینند؟ یا فرد منتخب آنان چنین اوصافى دارد تا او را بر دیگران مقدّم بدارند؟ قسم به خانه خدا که از حقّ تجاوز کرده ‏اند، و کتاب خدا را به پشت سر انداخته ‏اند، گویا هیچ نمی دانند! در کتاب خدا، شفاء و هدایت است و آنها آن را کنار گذارده و از هواى نفس خود پیروى کرده ‏اند، و لذا خداوند آنان را نکوهش فرموده و مورد نفرت و غضب نموده و هلاک کرده، می ‏فرماید:
چه کسى گمراه تر از آنکه بی ‏راهنماى الهى خودسرانه عمل کند و خدا ستمکاران را راه ننماید و فرموده «فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ‏»

(هلاکت باد بر آنان و خداوند کارهایشان را در بیراهه و گمراهى قرار داد- محمّد: ۸) و نیز فرموده است:
«کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ»

(بزرگ نفرت و دشمنى است نزد خدا و نزد مؤمنین، این گونه خداوند بر هر قلب انسان هاى متکبّر و جبّار مهر می ‏نهد- مؤمن: ۳۵)

و صلى الله على محمد و آله و سلم تسلیما کثیراً…

منبع:اصول کافی ج ۱ ص ۱۹۸-۲۰۳ / تحف العقول ۴۳۷ /الغیبه النعمانی ص ۲۱۷ / امالی شیخ صدوق ص ۶۷۴ / عیون اخبار الرضا ج ۱ ص ۲۱۶ / معانی الاخبار ص ۹۶

پایان بخش اول

درباره ی سید محمد

سید محمد

همچنین ببینید

بخش دوم-امامت در آیه مباهله

  بسم الله الرحمن الرحیم   بخش دوم امامت در آیه مباهله ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس