معماری
خانه / امام عصر عج الله / تروریست مهمترین علت غیبت!!!

تروریست مهمترین علت غیبت!!!

 

مؤلف: شیخ طوسی (در کتاب غیبت) می‎نویسد: هیچ علتی مانع از ظهور آن حضرت جز اینکه می‎ترسد کشته شود، نیست. زیرا اگر جز این بود، جایز نبود که پنهان شود. بلکه ظاهر میگشت و هرگونه ناراحتی و آزاری را متحمل میشد. زیرا مقام رفیع ائمه و همچنین انبیاء عظام و بزرگواری آنها، بواسطه ناملایماتی بود که در راه دین خدا متحمل می‎گشتند.

سؤال؟؟

اگر گفته شود: چرا خداوند از کشته شدن آن حضرت جلوگیری نمی‎کند و میان او و کسی که می‎خواهد آن حضرت را بقتل رساند مانعی ایجاد نمی‎نماید؟

? جواب می‎گوئیم: ممانعتی که با تکلیف داشتن بندگان خدا منافات ندارد، اینست که خداوند مردم را از مخالفت فرمان او برحذر دارد و دستور دهد که از او پیروی کنند و او را یاری نمایند و در برابر او تسلیم گردند؛ اینها همه کاریست که خدا باید بکند. اما ایجاد مانع میان او و مردم، منافی تکلیف داشتن بندگان و نقض غرض است. زیرا مقصود از مکلف داشتن مردم، اینست که آنها به ثواب برسند، و حال آنکه ایجاد مانع و حائل میان آن حضرت و مردم، با این منظور منافات دارد. بعلاوه بسا هست که ایجاد حائل و مانع برای جلوگیری از کشته شدن آن حضرت موجب بروز مفسده‎ای برای مردم شود که البته این کار از خداوند نیکو نیست.

آنچه گفتیم غیر از آنست که یکی از علمای ما گفته که "ممکن است ظهور حضرت دارای مفسده و غیبتش مصلحتی داشته باشد" زیرا آنچه آن عالم فرموده موجب ابطال طریق اثبات رسالت در همه اوقات است بنظر آن عالم رسالت همچون الطاف الهی است که با تغییر زمان‎ها و اوقات تغییر می‎پذیرد، در صورتی که ایجاد مانع و حائل برای جلوگیری از کشته شدن امام زمان، این طور نیست و می‎توان گفت: در ایجاد مانع و حائل مفسده است و منجر به نقض وجوب رسالت و ریاست دینی هم نمی‎شود.

? ایراد

اگر گفته شود: پدران امام زمان علیه السلام همه آشکار بودند و از دشمن بیم نداشتند و این طور نبودند که کسی نتواند بآنها برسد.

? پاسخ آن می‎گوییم: وضع آن حضرت عکس وضع پدران بزرگوارش است. زیرا وضع پدران آن حضرت در نظر خلفای وقت و دیگران طوری بود که نمی‎دانستند ائمه علیه آنها قیام می‎کنند و عقیده نداشتند که آن ذوات مقدسه با شمشیر قیام خواهند کرد و دولت‎ها را نابود می‎کنند.

بلکه همه می‎دانستند که ائمه اطهار منتظر ظهور مهدی خودشان هستند و اعتقاد بامامت آنها هم برای خلفا که اطمینان به انتظام امور مملکت خود داشتند، زیان بخش نبود.

ولی حضرت صاحب الزمان علیه السّلام این طور نیست. زیرا همه می‎دانستند که او با شمشیر قیام نموده و کشورها را فتح می‎کند و هر پادشاهی را مقهور می‎گرداند و عدل را گسترش می‎دهد و ظلم را از میان برمی‎دارد. پس کسی که چنین باشد، قهراً دشمنان از قدرت و سلطه او خواهند ترسید و همه جا در تعقیب و کمین او خواهند بود و جاسوس‎ها برای یافتنش می‎گمارند و از ترس تسلط وی، قصد کشتن او را خواهند کرد. در این صورت البته او هم از جان خود بیمناک می‎شود و ناچار پنهان می‎گردد و از نظر تمام کسانی که اطمینان به آنها ندارد خواه دوست و خواه دشمن تا موقع ظهورش، غائب می‎شود.

? و نیز علت اینکه پدران آن حضرت آشکار بودند این بود که آنها می‎دانستند اگر اتفاق سوئی برای آنها روی دهد، امام دیگری هست که جای او را بگیرد و شکاف را پر کند، و حال آنکه امام زمان چنین نیست. زیرا می‎دانیم که کسی بعد از او نیست که پیش از آن حضرت با شمشیر، قیام کند و جای او را بگیرد. بهمین جهت می‎گوییم: واجب است که آن حضرت پنهان شود و از نظرها غائب گردد و باید میان او و پدران بزرگوارش فرق گذاشت.

اشکال

 اگر گفته شود: امام زمان علیه‎السلام از کجا می‎داند که موقع ظهورش از کسی ترس ندارد؟ اگر بوسیله وحی دانسته، به امام که وحی نمی‎شود، و اگر با علم ضروری فهمیده این معنی با تکلیف منافات دارد، و اگر با علائمی که موجب ظن غالب است استنباط کرده، این هم اطمینان بخش نیست.

? پاسخ می‎گوییم: دو جواب باین سؤال می‎دهیم:

۱  اول اینکه: خداوند، زمان غیبت خوفناک او و موقع برطرف شدن این ترس و خوف را، بوسیله پیغمبر و پدران بزرگوارش به آن حضرت اطلاع داده است، و او هم از آنچه بوی رسیده، پیروی می‎کند. اگر آن را بر ما پنهان داشته‌اند، بر اساس مصلحتی بوده، ولی امام زمان علیه السلام یقین به این مطلب دارد نه ظن و گمان.

۲   دوم اینکه: ممکن است بر حسب عادت از راه امارات و علائم ظن قوی پیدا کند که کار سلطنتش بالا می‎گیرد، و نیرومند می‎شود و در آن موقع ظهور کند. علاوه بر این پدران بزرگوارش هم به وی اطلاع داده باشند که هر وقت ظن قوی پیدا کرد که کار سلطنتش بالا می‎گیرد، واجب است که خود را آشکار سازد و در حقیقت ظهورش مسلم و ظن قوی او، شرط آنست.

چنان که می‎گوئیم: وقتی شهود، گواهی خود را دادند، حکم در محکمه شرع قطعیت پیدا می‎کند؛ و هم وقتی علائم تعیین قبله معلوم گشت واجب است عمل به جهت قبله کنیم، هر چند وجوب قطعیت حکم حاکم، و توجه بسوی قبله هم واقعاً معلوم باشند. و اما اینکه روایت شده که شیعیان در زمان غیبت حضرت امتحان می‎شوند و کار بر آنها مشکل می‎گردد و خداوند آنها را امتحان می‎کند، تا میزان استقامت و پایداری آنها در آن امور دشوار معلوم شود، مقصود خبر دادن از این گونه پیشآمدهای ناگوار است، نه اینکه خداوند امام را غائب کرده تا چنین پیشآمدی بکند.

چطور ممکن است خداوند چنین کار کند با اینکه می‎داند آنچه مؤمنین از ستمگران می‎بینند، ظلم و گناهی است که ظالمان بر آنها روا می‎دارند. نه! خدا این کار را اراده نمی‎کند، بلکه علت غیبت، همان طور که گفتیم بیمی است که امام بر جان خویش دارد.

پیغمبر و ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین هم آنچه را در زمان غیبت روی می‎دهد و ثواب‎هایی که اهل ایمان در راه پایداری بر آنچه روی می‎دهد می‎برند، خبر داده‎اند، که اهل ایمان بدین حق چنگ زنند، تا گاهی که خداوند آن حضرت را ظاهر گرداند و او آنان را از اندوه بیشمار بیرون آورد.

 

مهدی موعود، ترجمه بحار الأنوار، متن، ص: ۴۸۵

درباره ی محسن عباسی

محسن عباسی
السلام علی الصراط الواضح و النجم اللائح و الامام الناصح و رحمه الله و برکاته... این دیده نیست لایق دیدار روی تو چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را

همچنین ببینید

برترین اعمال!

  ?عبد العظیم حسنىّ گوید: بر مولاى خود امام جواد علیه السّلام وارد شدم و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس