معماری
خانه / عقائد / نقد فلاسفه و عرفا / تاریخچه ی ورود و گسترش علوم غیر اسلامی و فلسفه در جامعه اسلامی- قسمت دوم

تاریخچه ی ورود و گسترش علوم غیر اسلامی و فلسفه در جامعه اسلامی- قسمت دوم

قسمت دوم: 
در روضات الجنات، در شرح حال فارابی، کلامی به صورت سوال و جواب از رساله فارسی ملا محمد طاهر قمی رحمه الله علیه در بطلان طریقه فلاسفه و طبیعیّون نقل شده که ما آن را به مناسبت موضوع بحث مان در اینجا نقل می کنیم: 

(باز بیان فرمایند که مذاهب فاسده باطله فلاسفه در چه زمان و به چه سبب در میان اهل اسلام شایع و متعارف شده؟ بَیِّنُوا تؤجروا. 

الجواب: هو المُعین و الموفّق . بدان رحمک الله که فلسفه پیش از زمان مأمون رشید در میان اهل اسلام نبوده. 
در کتاب رشف النصایح، مذکور است که اَبومرّه کِندی در شام کتابی از کتاب های فلاسفه به دستش افتاد؛ به نزد عبدالله بن مسعود، که از صحابه بود، آورد . عبدالله بن مسعود طشت و آب طلب کرد ، چنان اجزای کتاب را بشست که سواد مداد در بیاض کتاب ظهور یافت . و تا زمان مأمون ، اثری از کتاب های ایشان ظاهر نبود تا آن که مأمون ارسطو را به خواب دید و از گفت و گوی ارسطو محظوظ شد. 
ایلچی تعیین نمود به جانب فرنگ فرستاد و کتب فلاسفه را از پادشاه فرنگ طلب نمود. 
کتب را به بلاد اسلام نقل نمودند و فرمود که زبان دانان کتب را به زبان عربی نقل نمایند. و چون درس خواندن و نوشتن آن کتب سبب قرب خلیفه بود، بنابراین، سنیان به طمع قرب و انعام خلیفه، اوقات بسیار صرف فلسفه و افاده و استفاده آن کردند؛ خصوصا سنیان ماوراءالنهری ، که بی توفیقی شعار ایشان است، سعی بسیار در تحصیل فلسفه کردند.  
دو کس ایشان که فارابی و ابوعلی باشند، در ترویج کفرهای فلاسفه سعی بلیغ نمودند. و سنیان فارابی را معلم ثانی نام کردند و ابوعلی را شیخ رئیس نامیدند…  
مولانا نفیسی که از اعاظم، افاضل، اطبا است در کتاب شرح اسباب گفته که فارابی مبتلا به مرض مالیخولیا بوده و نقل کرده که بسیاری از فلاسفه مثل افلاطون و نظرای او به مرض مالیخولیا گرفتار بودند و ابوعلی چنان که اهل تاریخ نقل کردند معروف به شرب خمر بوده… . 
 
در ناسخ التواریخ، در احوال ارسطاطالیس، مطالبی آمده که خلاصه آن چنین است: 
مأمون از مَلِک روم کتب حکمت را خواست. پادشاه روم ، هنگام دریافت در خواست کتب حکمت از جانب خلیفه عباسی با بزرگان و مشاوران حکومتی خود مشورت کرد آنان نیز پادشاه روم را ترغیب نمودند و گفتند : 
((شیوع و انتشار فرهنگ و طرز فکر یونانی در بلاد اسلام ، سبب تزلزل پایه های اتحاد امت اسلامی ، و در نتیجه فرو پاشیدن آن خواهد شد ….)) 
 پس پنج شتر بار کردند و فرستادند. پس بنی عباس عده ایی را برای ترجمه آن گماشتند؛  
من جمله :حنین بن اسحاق و حبش بن حسن و ثابت قره و غیرهم.  
هریک را ماهی پانصد دینار زر خالص دادند : بلکه هر چه خواستند ،دادند.)

درباره ی ابراهیم آبادی

ابراهیم آبادی
یکی بود یکی نبود/ غیر از خدا هیچ کس نبود

Leave a Reply

1 دیدگاه on "تاریخچه ی ورود و گسترش علوم غیر اسلامی و فلسفه در جامعه اسلامی- قسمت دوم"

Notify of
avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
Mostafa
Guest

بد نیست یک توضیحی در مورد رفرنس هاتون هم بدین مثلا ابن کتاب روضات الجنات که ازش نوشتین اصلا چه کتابی هست و ایا قابل استناد هست ؟ 

wpDiscuz
قالب وردپرس